باز هم به مناسبت همان جنايتی که در واخان شده بود

 

ازعدالتخواه اسپندکوهی

ساکن پامیر- بدخشان

 

به جواب: مادری مظلومانه بی عفت شد وزانیان ظالمانه براءت یافتند

چاپ شده درسایت وزین خــــاوران 

 

وحشــت درســـاحل اکســوس

 

قضیۀ ازقضیه ها... درقریۀ فطورولسوالی واخان – پامیربدخشان وعملکرد اداره چیان دولتی ولایت بدخشان دربازخواست آن.

بارها فرزندان خلف وراستین ملت چه دربدخشان وچه درسراسرکشوربا باورواعتقاد عاشقانه برای وحدت ملی، استقلال وحاکمیت ملی، صلح ودموکراسی، عدالت اجتماعی واقتصادی وایجاد یک دولت واقعاٌ ملی ومردمی، مبتنی برارادۀ سالم ملی فریاد رسای خود را بلند کرده وسپردن کاربه اهل کار، گزینش شایسته سالاری را دربطن مردم سالاری به صفت نهاد عدالت درادارۀ دولت به خاطرتأمین حقوق اقوام واقلیت های ملی ومذهبی واشتراک همه جانبۀ  آنها درادارۀ مملکت ثابت کرده اند وبصورت شفاف ازادارۀ به قدرت رسیده دولت مرکزی افغانستان به کمک ورهبری جامعۀ جهانی وهمه نهادهای ملی وبین المللی سرازیرشده درکشورخواسته اند تا متوجه باشند که:

گرنهد خشت اول معمار کج                    تا ثریا میرود دیوارکج

اما، متأ سفانه تا کنون هم قراریکه ملت عزیرافغانستان ونهاد های با انصاف جامعۀ بین المللی به چشم سرمیبینند وبه زبانها میگویند، فاصله تأمین عدالت درکشورما به اندازۀ فاصلۀ سیارۀ پلوتو ازکرۀ خورشید است!

ازجمله دربدخشان تاریخی وفرهنگی که قرنها ست فضیلت با بی فضیلتی چون دیگرنقاط کشوردرنبرد است ونوروظلمت با یکدیگردست به گریبان میباشند.

بخصوص اندرین دوران تاریک تحمیل شده برملت ما که جوانمردان وفرزندان آگاه ازمیان اقوام وملیتهای ساکن دربدخشان منجمله " پامیری زبانهای بدخشانی" برخاسته وبا اعتقاد وحدت ملی وعدالت اجتماعی ومعتقد به پیوندهای ملی وتقرب اسلامی میان بدخشانیان درتمام عرصه های حیات جامعه درکشورقربانی شدۀ ما دلیرانه با رها ازبی عدالتی ها دراکثراین عرصه های یاد شدۀ اجتماعی، اقتصادی بخصوص طرزاداره دربدخشان فریاد زده اند وازخطرات پامال شدن وغصب حقوق اقوام وملیت های صلحدوست وبی سلاح وستمهای گوناگون اجتماعی – اقتصادی که بیشترین وشدید ترین آن براقلیت های قومی ومذهبی میگذرد ومحرومیت آنها چه درادارۀ بدخشان وچه درکشورافشاء نموده اند وحتی عدۀ ازافراد کلیدی دولتمردان مرکزی افغانستان را درجریان این حقیقت ها قرارداده اند، تا اگرمیخواهند دولت قوی مرکزی ملی داشته باشند، باید به احوال همه ملت توجه داشته باشند. ولی متأ سفانه قدرتمندان سرمست ازبادۀ زوروزر، زرنگی وحیله گری متکی به سلاح وتهدید ها وکشتن ها، بی عفت کردنها وبعضاَ وابستگی های مافیایی درداخل دولت، جام اداره را مطابق شرایطی که خود به نفع خود آن را ساخته اند، به کام خویش بکشند ووظیفۀ جزکاشتن تخم نفاق ملی قومی، فساد اداری، سوء استفاده وفشار، محرومیت بیشتربرملیت ها واقوام ذکرشده وضعیف ساختن ادارۀ دولت درزیرپوشش شیوه های ماکیاولیستی، ملت را درچنگ خود گروگان گرفته، به فریاد های عدالت خواهان وحق طلبان بدخشانی وغیره ، یا با تهدید جواب گفته اند ویا درزیر پردۀ سکوت عمدی آنرا به هیچ گرفته اند، ویا هم به خاطر مسخ کردن حقایق عینی پرده های دیگری ازتبلیغات خصمانه وزیرکانه را علیه این حق طلبان وعدالت خواهان وپیشرفت عمومی کشوربه راه انداخته وبرچهرۀ حقوق یک پدیدۀ تاریخی وشناخته شدۀ ملی دستهای خود را ازبالا تابه پایین حایل نموده، تا اکثریت ملت افغانستان عزیزازاحوال وحقیقت آنها که چی برآنها میگذرد، خبرنداشته باشند.

چه بسا حقایق که به اثرسبوتاژها، تهدید ها، حق تلفی ها ونقشه های زیرکانه واعما ل غیرعادلانۀ این ارواح خبیثه چسپیده برگردن اقوام بدخشان کتمان گردیده واقوام صلحدوست مشخص  بدخشان را به نحو ازانحا به جان همدیگرباندازندو حقوق حقۀ تسجیل شده شان درقانون اساسی کشوررا به گونۀ صلب نمایند.

ولی مردم ویا اقوامیکه هیچ فردی مؤثری درسه قوای اجراییه، مقننه وقضاییه درکشور نداشته باشند، چه کسی به خود قبول زحمت فرموده ازحقوق آنها ویا ازآبرو عزت برباد رفتۀ شان دفا ع کند؟ فقط برای این محرومان یگانه امید پروردگارشان وبعد مطبوعات (اخبار، مجلات، تلویزیون ها، سایت های انترنیتی وغیره) است که ازآنطریق دردها ی خاموش خویش را فریاد بزنند وازدوستان طلب استمداد نمایند.

قضیۀ که درقریۀ فطورواخان رخداده، ازصدها جفا ها وستمگری های مشت اوباش وارازیل تنها حکایت نمی کند، بلکه ازیک پردۀ نا جوانمردانۀ تیاترادارۀ مسلط برمنطقه خکایت میکند که د شمنان وحدت ملت واتحاد تاریخی بدخشانیان و همه کشورچگونه دردرون اداره جای گرفته وبرای سرکوب وتحقیرمحرومان قرون وایجاد فاصله میان اقوام بدخشان وکشوروبدست آوردن اهداف شوم خود ازمزدوران بدون کنترول خویش استفاده میکنند. برنقاطی حمله میبرند وواقعۀ شرم آورخلق میکنند که به گفتۀ نویسندۀ عزیز، فرزند خلف وطن" پاییزکوهساری"، اینجا سخن ازآه دردآلودست واشک غم آلود، سخن ازیک جنایت قرن است و.... واما من ادامه میدهم که، چندین ها جنایت که نا گفته مانده است ...!

من درجریان واقعۀ جنایت درقریۀ فطورواخان درخود منطقه شاهد داد وفریاد ها، رفت وآمد های سارنوال صاحبان ملکی ونظامی ادارۀ ولایت بدخشان ، دستگیری وبراءت جنایت کاران، وسخن رانی یکی ازنماینده گان مردم برای محترم جنرال عبدالرحمن خان که فعلاٌ قوماندان قوای سرحدی کشورمیباشد، یکروزقبل ازواقعه بودم که نمایندۀ مردم به جنرال موصوف ازبی عدالتی های اداری ، اجتماعی وعدم توجه به احوال مردم پامیر بدخشان با مثال قراردادن ده ها واقعۀ مشابه حکایت میکرد. فردای آنروزاین واقعۀ رنج آورتوسط افراد اوباش وارازیل آنهم منسوب به قطعات کمیساری سرحدی که از خود محل نبوده وبه صاحبان زروزورسلامی میزنند، واقع شد که مصداق حکایت وفریاد آن نمایندۀ مردم بوده، جنرال موصوف جنابت را به گوش سرشنید وبسیارغمگین شد.

ولی به گفتۀ " پاییز کوهساری" گویا گوش شنوایی درشنودن وقلب برای قضاوت کردن درسینه های اهل قدرت دولت وجود نداشته، این جنایت هم مانند سایرجنایات، درنزد قاضیان تکیه زده به چوکی شرع وعدالت! گویی حکایتی بود وگذشت. وما جزنقرین گفتن به جنایت کاران ولعنت فرستادن برمدافعانشان چه کاری میتوانیم بکنیم که محرومیم؟! وگرنه به گوش بزرگمردان دولت مرکزی داد وبیداد ازخرمن برباد رفتۀ محل رسیده است وحتی ازطریق تلویزیون طلوع به نشررسیده وهمه آنرا بچشم سردیده اند.

من شخصاٌ ازآنعده قلم بدستان، فرهنگیان، مبارزان حق وعدالت وپاسداران ناموس وطن که برای افشای این جنایات ومحرومیت این اقوام فراموش گشته درصده های تاریخ قبول زحمت فرموده وادای رسالت نموده اند ابرازشکران نموده ومجدداٌ تقاضا میکنم تا هرچه بیشتربرای آگاهی بخشیدن کافۀ ملت مسلمان ومتدین افغانستان عزیزدست بکارشوند وبدین طریق ازحقوق حقۀ جفام کشیده گان میهن تاریخی خویش دفاع نموده، رسالت خویش را دراین راستا ادا فرمایند.

وازآنهاییکه درسایت خاوران قلم بدست گرفته وازاین حقیقت تلخ ودرد آلود دفاع کرده وابرازنطرنموده اند، قلباٌ تشکرنموده، پیروزی انوارعاشقانۀ آنها را برظلمت ووحشت وبربریت آرزو میکنم.

/ 0 نظر / 8 بازدید