چند رباعی از دانشمند بی نظير اسماعيلی ابن سينا بلخی

                                       

می‌حاصل عمر جاودانی است بده

سرمایهٔ لذت جوانی است، بده

سوزنده چو آتش است لیکن غم را

سازنده چو آب زندگانی است، بده

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزارخورشید بتافت

آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت

مایـــیم به عفو تـو تــولاکرده

وز طاعت معصیت تبرا کرده

آنجا که عنایت تو باشد، باشد

ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

هر هیأت و هر نقش که شد محو کنون

در مخزن روزگار گردد محزون

چون باز همین وضع شود وضع فلک

از پرده غیبش آورد حق بیرون

در پرده سنحق نیست که معلوم نشد

کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد

در معرفتت چو نیک فکری کردم

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم . ۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم . من يک وبلاگ دارم که تازه درستش کردم ... وبلاگ من تشکیل شده از اخبار و اتفاقات روز دنیاکه خودم بهشون علاقه دارم ... بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون جالبه... و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد برم بنویسید ... از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به وبلاگ من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. وبلاگ من :

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

هنوز گرمای دیدن فرزندانمان از وجودمان خارج نشده بود وهیجان یاد آوری لحظه به لحظه ‌ی آن اوقات از یادمان نرفته بود، که ناگهان با فرود آمدنِ ضربه‌ی نابهنگامِ دستگیری‌هایِ جدید، لبخند بر لبانمان خشکید. اشک شوق چشمانمان یخ زد و غم و اندوهِ بی پایان قلبمان را تسخیر کرد که آخر چرا؟ مثل این که نباید فراموش کنیم که پاسخِ کوچکترین ندایِ آزادی خواهی و برابری طلبی دراین سرزمین هم چنان ضرب و شتم و زندان و بند 209 است. دست در دست هم تا آزادی کامل تمامی عزیزانمان از پای نخواهیم نشست. ------------ برای حمایت از ما تنها کافیست لینک ما را در وبلاگ خود بگذارید