فهیم فرند

باغ زيتون


پس از اين بهار آيد، من و باغ‌هاي زيتون

غزلي به سرو دارم، سخني به بيد مجنون



سر و پاي سبز كرده به تنم درخت ناژو

به جز از سروده‌ي قد، به دلم نمانده مضمون



خبر آمدست ياران كه بهار عشق آيد

هله عاشقان! بر‌آييد، برويم سوي هامون



برسيده كارواني سوي شهر ما ز كعبه

ز حرير عشق و نوروز، ز فرشته و فريدون



به هواي او سحرگه، چو روم به روستايش

شده‌ام به قاف‌ گويي به تمام عمر افسون



به دمي كه داغ خود را بكند فلك نمايان

دل آسمان بگيرد به شفق ز سينه‌ام خون

/ 1 نظر / 4 بازدید
رهسپر

خوب است !