تو ای چرخ زبون زشت برگـــــــــــرد
به دور جهــــــل و وحشت باز برگـرد
ببینم تا کجــــــــا چــــرخی و گـردی
شود روزی جــــــــــدا نامرد از مرد
*******
فصول کشوم قــــــرن گـــــزین است
دو دست رستمم زنجیـــــــــتربند است
وجـــــــودم ناله است اما که افسوس
زمین سخت است و آسمان بلند است
پاییز تیرما