ز یبــــــــــــــــاک

در گستره هنر و فرهنگ

تحليلی بر اوضاع سياسی کشور
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٤

قربانیان خودخواهی های
 نظامیان امریکا در کابل

                             

                                       اسماعیل خراسانپور

 امروزبه جامعه ء جهانی مبرهن است که سیا ست های  امریکا و چاکرانش  چه مستقیم و غیر مستقیم  عبارت است از تشنج آفرینی، توطئه گری، قلدری، نابودی فرهنگ های باستانی کشور های باستانی ،به آتش کشیدن موزیم ها و به غارت بردن آثار باستانی تو سط اجیران، نابود ساختن مبارزان آزادی خواه چه در داخل و خارج کشور(داکتر مارتین لوتر کینگ ، چیگوارا و...) صادر کردن کالا و فرهنگ غربی، کنترل اقتصاد جهان، به کرسی رساندن و همایت  دست نشانده ها درقاره های دورونزدیک در کره زمین، آزمایش سلاحهای مدرن (سنجش قدرت تخریب یک بمب) در کشور های فقیر ، ساختن پایگاه های نظامی در کشورهای استعماری و ......اما قطعأ منظورما از گفتن  امریکا سیاهکار  تمام اتباع(270میلیون) آن نیست زیراانصافأ بیشتر مردم آن مخالف اهداف غیر انسانی  متذکره در امریکا اند. ازآن بابت است که همواره درمقابل تصامیم ضد انسانی  دولت برسر اقتدارو سازمان استخباراتی او  تظاهرات بزرگی را سازمان میدهند ویا کمک های بیشائبه به کشور های فقیر آسیایی و افریقایی میکنند و چون کلنتن و هنرپیشه های (آلییوت) بخاطر نجات جان ملیون ها فرد  مصاب به امراض مرگزا،(( کامپاین و فندرایز)) میکنند که قابل ذکرو قدردانی است. اما آنچه که امروز دولت امریکا را در نظر جهان سیاه ساخته است حاکمیت اقصادی و نشراتی صهیونیست ها جمع جمهوری خواهان به سرپرستی بوش و کابینهء آنها و حلقات راسیست اوست که حاضرند با دخالت های بیشرمانه در امور کشورها ،حتی جان افراد و امنیت  کشور خود را به خطر مواجع کنند تا در بدل آن به مناطق نفت خیز دست یابند.

نباید فراموش کرد که بعد از کشته شدن مکناتین توسط وزیر اکبر خان و انگلیس ها بعد از شکست موقتی  اکبر خان در(تیزین) و خیانت خان شیرین خا ن جوانشیر که راه را به انگلیس ها به کابل باز نمود( پالک و نات) در 1842به کابل وارد شدند و در 16 سپتمبر شهر زیبای چارچته را با بسا مساجد دیگر و جای های آباد ، تو سط باروت به آتش کشیدند و پالک به آن هم اکتفا نکرده قصبه های استالف و چاریکار را که اکبر خان هم در آن ناحیه پناه برده بود حریق و به خاک یکسان کردند و مردم بیدفاع ما را دیوانه وار قتل عام کردند ( افغانستان در پنج قرن اخیر 288) . و یا بعد از کشته شدن  کیانوری نماینده ی انگلیس ، حمله ی دوبارهء (رابرتس )به کابل بعد از عزل امیر محمد یعقوب خان  مردم بی گناه را در محضر عام به دار می کشند.

دیگر اینکه  همواره می کوشند تا افراد وطن فروش و قصی القلب را به حاکمیت برسانندو از او حمایت کنند و یا اگر به چند دهه  پیشتر توجه کنیم بعد از شکست ننگین روس ها  که در طول سالهای مقاومت همه هست و بود کشور و مردم با شهامت ما به خاک وخون تبدیل شده بود، مارا نتنها تنها گذاشتند بلکه با پشتیبانی اقتصادی و سیاسی گروهی طالبان و القاعده  را با تبانی آی ، اس ، آی پاکستان و اعراب به وجود آوردند تا نام افغانستان را از نقشهء جهانی برداشته به ایالت پنجم پاکستان ملحق کنند که اگر مقامت شیرمردان وطن ما نمیبود و حادثه 11 سپتمبر در امریکا بوقوع نمی پیوست خواست های شوم آنها جامهء عمل می پوشید؛ چنانچه که در جنگ دوم افغان و انگلیس اگر حزب آزادی خواه درمقابل حزب محافظه کار انگلستان به پیروزی نمی رسید  هرات را به ایران و قنداهار را به هندوستان بخشیده بودند بشرط آنکه پایگاه نظامی و سیاسی شان را تأیید کنندتا درمقابل تحدید های روس ها مطمئن باشند. ولی امروز با ترفند دیگر که همانا تولد و تطمیع نیروهای القاعده و طالبان  است که در بالا اشاره شد که بهانهء دیگری برای ماندن در این کشور ها ندارند، ملت ما را مجبور به درکمک نظامی آنها کنند. اکنون بلای دیگری که همان نژاد و فرهنگ را تداعی میکند   یعنی امریکا است که به بهانهء جنگ علیه تروریزم بین المللی هر آنچه که از دست شان بیاید در مقابل هموطنان ما دریغ نمیکنند که جنایات آنها به همگان معلوم و اظهر من الشمس  است چون ایجاد زندان های شخصی و شکنجه ای افراد بی گناه تحت نام   تروریست   به فجیع ترین شکل، کشتار دسته جمعی افراد بی گناه  در اطراف و دهات ، بم باردمان های آگاهانه به غیر نظامیان بی گناه در اطراف، لواط و صد ها جنایت دلخراش کن دیگر که  یکی از این فاجعه ها رویداد فاجعه بارهشت جوزا روز دوشنبه است که جان ده ها هموطن معصوم و بیگناه مارا گرفت که قطعأ در اثر خود خواهی های نظامیان امریکا این حادثهء دلخراش صفحهء تاریخ معاصرما را سرخ کرد. که  گویا دراثر تصادم یکی از تانک های امریکایی ها به موتر دیگرشان چندین موتر ملکی به هم تصادم کرده منجر به شهید شدن ده ها فرد غیر نظامی میشود که هارون امیرزاده این  صحنهء دلخراش را از نزدیک چنین توضیح میکند :((در قسمت سرای شمالی و خیر خانه مردم تابوت ها را به سر شانه گذاشته با شعار های مرگ به امریکا و دستنشاندگانش به طرف خیر خانه درحرکت بودند و با صدای خشم آلود میگفتند که امریکا یها با پولیس دولت کرزی در سرای شمالی مردم را به قتل رساندند که مردم  با دیدن این صحنه به هیجان آمده دست به تظاهرات چشم گیری زدند و پایگاهای پولس را به آتش کشیدند؛ مردم با سنگ به موتر های امریکایی ها حمله می بردند. این تظاهرات تا ساعت هشت شب دوام کرد و دامنه آن به کارته ء پروان و مکروریان ها کشانده شد. موتر های امریکاییان با کمک پولس به حرکت آمده صحنه را ترک کردند)).

تبصره های مختلف دراین بابت صورت گرفت ازجمله مجددی ریس مجلس سنا نیروهای شمال را محصول این حادثه دانسته که گویا تبانی بین آن ها و نیروهای امریکایی ها بوده و این حادثه را از قبل سازماندهی شده خواند که به شدت از طرف تحلیل گران رد شد. 

   البته به جامعه جهانی مبرهن است که سه ده جنگ های تحمیلی (کودتا ها ،تجاوز روس ها ، جنگ های تنظیمی مجاهدین، حاکیمت القایده و طالبان) ضربات سنگین برافکار، اقتصاد، فرهنگ، امنیت  و ... ما وارد نمود که جبران آن  همه خسارات، زمان زیاد ی را می طلبد. و همچنان به جهان ثابت شد که ثبات کشور ما ثبات منطقه و نا امنی آن نا امنی منطقه خواهد بود بقول اقبال لاهوری(( آسیا یک پیکر آب و گل است     ملت افغان درآن پیکر دل است    از نبود او نبود آسیا    وز جود او جود آسیا  )). و این هم به اثبات رسید که هیچ قدرتی نمی تواند به زور خواست های شوم خویش را بر گرده ی مردم با غرور و آزاده ی ما تحمیل کند...! که  خودشان این واقعیت را اعتراف میکنند.                                                 

مردم آزاده یی ما  همواره در تحکیم روابط حسنه با همسایه های خویش می  کوشند . زیرا ثبات در مرزها و جلوگیری ازتحدید هرنوع حملات ترورستی، هر نوع قاچاق و دخالت نظامی در امور یکدیگر را ناشی از نداشتن روابط حسنه میدانند. ما بدین باوریم که اگر دول همسایه تشریک مساعی در حفظ روابط اعم از اقتصادی فرهنگی، سیاسی بخرچ بدهند؛ قطعأ جای برای فعالیت های نیروهای تخریب گر نخواهد ماند و مهم تر از همه بهانهً برای دخالت و ساختن پایگاه های نظامی  ابر قدرت ها نخواهدماند. که خطراتش قطعأ بیشتر از القاعده و طالب خواهد بود زیرا اگر تاریخ چند قرن اخیر را به دقت مطالعه کنیم ،همواره لشکرکشی های توسعه طلبانهء فرمانروایان به خاک یک دیگر موجب تضعف قوای همدیگر شده فضا را برای دخالت ابرقدرت های چون انگلیس و روس  و امریکا در امور سیاسی این کشور ها باز کرد که بیشرمانه قسمت های مرزی و سرحدی را به خاطر منافع خود و ایجاد مخاصمات همیشه گی به یک دیگر می بخشیدند. یکی بخاطر ساختن پایگاه نظامی و استعمار بیشتر مرز ها میکوشید و دیگر برای رسیدن به آب های گرم و امروز که روی سکه تغیر خورده  اولی  وسومی باترفند های نو پلان های شوم گذشته های خویش را رقم میزنند. اما نباید فراموش کنند که مردم آزاده ما دشمن را از طرز خرامش خواهند شناخت ولو با رنگ های متفاوت هم ظاهر شوند.

 


comment نظرات ()