ز یبــــــــــــــــاک

در گستره هنر و فرهنگ

آقای غلام علی -خليفه از واخان
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٠

 

کجروشی

غلام علی صادقی از واخان

 

گر راه روی راه بیابان کـــــــج و پیچ است
هر سلسله کوههای بدخشان کج و پیچ است

چندان که نظـــر کـــــردم در باغ گلی را
دیدیم هـــــمه برگ درخــتان کج و پیچ است

آمــــو که سرازیر شــــــــده از قلۀ پامیر
بر جــــــانب اورال شتــابان کج و پیچ است

خواهی که بگـــیری تو ز گلزار یکی گل
اول تو ببین شــــاخ غزالان کج و پیچ است

هوشیار شو وعهد و وفا را مده از دست
چون کارکنِ سلسله داران کج و پیچ است

هــــــر لاله رخــــی نوخط زیبـای سمنبر
از ناخن پا تا سر مــــژگان کج و پیچ است

هوشیار شــــو ای باهنر علم و ادب آموز
راه و روش عــــالم امکان کج و پیچ است

هــــرگاه که شوی نا تنی با هر که برادر
در هر قدمش با تو خرامان کج و پیج است

بـــزاز که او عرضه کــــند مال فراوان
از نرخ و نوا پــــلۀ میزان کج و پیچ است

خودخواهی هر ناکس وهرکس شده افزون
چون خامه روان برسر دیوان کج وپیج است

ای صادقی تو زین کجی ها صرف نظر کن

در روی زمین سنبل و ریحان کج وپیچاست

 


comment نظرات ()