ز یبــــــــــــــــاک

در گستره هنر و فرهنگ

غزل زيبايی از آقای درياباری
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٩

 

وارثان

 

این خانه (بهسود) و (شمالی) میشود آخر

ازارغوان وخوشه خالی میشود آخر

 

استالف دستان خوب نازنین تو

محتاج کاسه ی سفالی میشودآخر

 

ازاقتضای این فضای تیره میدانم

طالب می آید خشکسالی میشودآخر!

 

گیرم ضریرمقبل ات زآهن؛ ولی، ایدوست!

آن پرده ء جان تو جالی میشود آخر

 

بازاردموکراسی ما بسکه رنگین است

دفتر (یوناما) بقالی میشود، آخر

 

جان بشر، دست ازحقوقش، شسته است اینجاه-

ازبسکه هردم مشتمالی میشودآخر!

 

بی بی سی میگوید:هرآن پشمی که ما بافتیم

مترسکی بر، کُردشالی میشودآخر

 

سرودجعلی که نی دُم داردو، نی سر

تصنیف آهنگ (قوالی) میشودآخر

 

بنیاد نظم ریاستی برمحورقوم است

قصاب چرک کوچه والی میشودآخر

 

کلاه پوست ارجمندی را که می بینید

سمبول دوکان دلالی میشودآخر

 

این جیلک ابلق (کرزی) آخرالدعوا

جل خری مست (جلالی) میشودآخر

 

هان!ازدُم خر، اشتران را، وارهید. مردم!

خرچون اول شد، لاوبالی میشودآخر!

 

دریاباری

 


comment نظرات ()