
اظهار نظر
دام عشقت صنما قلب گـــــــرفتار نمود
در قفس کـــــــــرد اسیر غم دیدار نمود
سالــــها شد که درین بند قناعت کرد
این قــــناعت ستمی بر من ناچار نمود
آنچه دیدم نتوانم که بــــــگویم به شما
چـــــقدر این غم عشق تو مرا خار نمود
غم دیـــــــــدار تو از بسکه چو آزارم داد
نتوانم همه اینجا به تو اظــــــــهار نمود
اینقدر گله که کردم به تو ایدوست کنون
جـبر عشقت به همین مسله وادار نمود
خسرو زیباکیان
