ز يبــــــــــــــــاک پامیــــــــر بدخــــــــشان

در گستره هنر و فرهنگ

چند آموخته
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱

                        TinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

آموخته های من

آموخته ام كه... 


بهترين كلاس درس دنيا محضر بزركترهاست

آموخته ام كه... 


                         وقتي عاشق مي شوم ، عشق خودش را نشان مي دهد

آموخته ام كه...

وقتي سعي مي كني عملي را تلافي كرده و حسابت را با ديگري صاف كني،
تنها به او اجازه مي دهي بيشتر تو را برنجاند
.

آموخته ام كه...

هيچ كس كامل نيست مگر اينكه در دام عشق او اسير شوي.

آموخته ام كه... 

هر چه زمان كمتري داشته باشم ، كارهاي بيشتري انجام مي دهم.


آموخته ام كه... 

اگر يك نفر به من بگويد ، تو روز مرا ساخته اي روز مرا ساخته است

آموخته ام كه... 

وقتي ، به هيچ طريقي قادر نيستم كمك كنم ، مي توانم براي او دعا كنم



 

 


                          آموخته ام كه... 

هر چقدر آدمي نسبت به جبر زمانه اش جدي باشد ، اما هميشه نياز به دوستي 
          دارد كه بتواند بدون تكلف و ساده لوحانه با او بر خورد كند.                             
    

  آموخته ام كه... 

گاهي اوقات همه ان چيزي كه انسان نياز دارد ، دستي براي گرفتن و قلبي
براي درك شدن است.


آموخته ام كه... 

بايد شكر گزار باشيم كه خداوند هر انچه را كه از او مي طلبيم ، به ما نمي دهد

آموخته ام كه...

زير ظاهر سر سخت هر انساني فردي نهفته ، كه خواهان تمجيد و دوست
داشتن است.


آموخته ام كه...

زندگي سخت است اما من سخت ترم.

آموخته ام كه...

وقتي در بندر غم لنگر مي اندازي ، شادي در جاي ديگر شناور است.

آموخته ام كه...

همه خواهان آنند كه در اوج قله زندگي كنند ، اما همه شاديها و پيشرفتها
زماني رخ مي دهند كه در حال صعود به سوي آن هستي.

آموخته ام كه... 

پند دهي فقط در دو برهه از زمان جايز است ، زماني كه از تو خواسته مي شود
و هنگامي كه خطري زندگي كسي را تهديد مي كند.

 

فرستاده دوست خوب این رسانه  :  س  حبیب جان صالح


comment نظرات ()