آمخت آغاداک
وک وریث اش کلی وخت ده مه وک جنگل اش عشت ومه خی قد قواره اش چورت اش دید .
وک می وک کلک به سردچارشید کلک به غیژد که فرشامُنُ مهمان دای . کلک به شروا پخ مه واک تشت هموارنو شید ، کلک غریب که غراک ای وژدو ود خراک نسکاکد ، ده ره کی غیژد که رزه تهبه وخوراک آمخت کننن وپس ورویث خده خوال کلک فریند ژاکنداک .
بیی کلک ختا بادی کدو. ورویث غیژد که پگه مُن به قهء مهمان وی . ورویثفی په خوشی کلک خان به شید کلک مس شروا پخ و مه وک کا زه که غا لهی فی وژ دوک ود نوشد واغاد که ورویث خراک نسکاکد. ومه اخیرکلک غیژد که رزه ته به وخراک همخت کنن به کلک خده خال ورویث فریند غژا نداک .
تهیه از: دولت بیک ، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بدخشان وعضو انجمن گسترش زبان سنگلیجی
به کوشش : زیباکیان، عضوی افتخاری انجمن گسترش زبان سنگلیجی