
بهشت دین
من آشنای عشـــــــقم اسرار من همین است
من همنشین هجرم مقصود من در این است
من عمر از فراقــــــــــش رنجور درد بودم
آخر به من امـــــــیدی دیدار در زمین است
این آرمان پاکـــــــــم انشا الله شود ســـــــبز
دیدار روی جانان بر من بهـــشت دین است
هر اعتراض دشــــمن در من نمی کند سود
این اصل مغز عرفـان منظور زائرین است
تا هر کجا باشد اصـــــــرار میکــــــــنم من
اصول پاک اســـــلام دارای این چنین است
خوشا به حال آنکس اســـــــرار امر دانست
مــــنـــکر اگر شود کس جاهل ولادین است
بشتاب ای مســـــــــــلمان دیدار کن زیارت
کین بهـــــــترین مطاع از حج اکبرین است
خسرو زیباکیان