معرفی یک چهره درخشان ادبی زیباک
بیک جان باطنی
یکی از چهره های درخشان که نامش در شعر و ادب زیباک می درخشد ، ملانظر آخند است . او در روستای « زرخان » زاده شده و متعلق به یک خانواده روحانی بوده و در مسایل مذهبی تبلور و معلومات زیادی داشته است .
آموزه های نخستین مذهبی خودرا در کانون خانواده آموخته و تکمیل بیشتری تعلیمات دینی خود را نزد ملاآدینه یکتن از دانشمدان مشهور خلخان زیباک فرا گرفت و ازجمله صنفی ها و همدوره های ملامحمد جان و ملاحاتم گلخانچی بوده است .
ملانظر آخند افزون بر دانشهای فراگیری مذهبی ،در علوم علوم ادبی و علم تاویل سرآمد روزگار در زیباک بوده و شعر میسروده و دراین عرصه در اوزان مختلف شعر وقوف و دسترسی کامل داشته است . ملانظر آخند به پیروی از سنت استاد خود در روستای زرخان در منزل شخصی اش زمینه تدریس و آموزشهای دینی را فراهم نموده بود و شاگردان زیادی را تربیه نموده است .
بنده که افتخاری شاگردی این استاد فرزانه را دارم در نوجوانی دیوان شمس و دیوان حضرت حافظ و کلام پیر ناصر خسرو را نزد ایشان فراگرفتم . او مردی بود خیلی مهربان ، دلسوز و پابند به عقاید مذهبی و در امر تعلیم و آموزش نسل جوان خیلی کوشش میکرد.
او در میان مردم از محبوبیت ویژه ای برخوردار بوده ، بیشتر منازعات قومی و محلی را به نحوی شایسته ای آن حل و فصل میکرده و در زمینه اتحاد و اتفاق همیشه تلاش فراوان مینموده است.
خاطرات او در ذهن مردم محل به عنوان یک مرد مصلح و خیرخواه برای همیشه زنده است و تا دیرگاهان جاویدان باقی مانده است .او بیشتر اوقات در ذکربوده و این بیت که از سروده های خودش بوده همیشه تکیه کلام و ورد زبانش بوده است .
مرگ را آسان کند با بیدلان مشکل کشا
ملانظر پیوسته با دوستانش اظهار میکرده که من از بارگاه پروردگار طلبگاری آنم که با ایمان ، شب بیماری بدهد و فردا مرگ را نصیب کند. او واقعا همین گونه پدورد حیات گفت . زندگی او ، با توجه به سطح زندگی مردمان محل نسبتا بهتر بوده ، چند قطعه زمین کشاورزی ، باغ و درخت داشت و از این بابت امرار حیات میکرده و روزگارش اندکی معرفه تر بوده است . او دوبار ازدواج کرده ، اما با تاسف که ازاو اولاد باقی نمانده است .
او مجموعه شعرهای خود را در زمان حیاتش به یکی از شاگرانش جهت نشر د رمطبوعات سپاریده بود که با تاسف تا هنوز از چگونگی سرنوشت شعرهای او اطلاعی در دست نیست و سرنوشت که بالای آنها آمده نامعلوم است . ملانظر در آوخر عمر به صفت آموزگار در مکتب حضرت زیباک مصروف تدریس شد و چندین سال در این مسلک مقدس مصدر خدمت شد .
شخصی که همیشه در سفرها و امورات روزانه با او همراه بود ، صوفی بوسعید زرخانی بود ، او مردی بود که تا پایان عمردر دوستی با ملانظر آخند وفادار ماند . صوفی بوسعید نیز اهلی روستای زرخان بود و در مردانگی و فرزانه گی سرآمد آن روزگار بود.
ملانظر آخند بارها در مباحث با مخالفان شرکت نموده و موضوعات مطروحه تا سرحد مناظره و مشاجره کشیده شده ، اما در بحث منطقی خویش ثابت قدم و استوار به دفاع برخواسته هیچگاهی عقب نشینی و ذلت را تعمل نکرده است .
چند نمونه شعر او :
سلطان هردو کــــــــون و سبب ساز عالمی
انگشتری تویی و رسول است خــــــــــاتمی
نه فضل و نه کمـــــــــال مرا نیست همدمی
روزحساب بردل من جـــــــــــــــا شده غمی
ای کامـــروای ملک سلیمان مدد نما .....
* * * * * *
جماعت هرزمان با امرمولا تحت فــــرمان است
بغاوت های دشمن ها ز حد بیرون دوچندان است
هزاران شکر دارم من که در راه مسلمـــــــــــانی
به راه و رسم مدهب مردم من غـــــــرق ایمانست
نظرات ()