ز يبــــــــــــــــاک پامیــــــــر بدخــــــــشان

در گستره هنر و فرهنگ

چند رباعی از دانشمند بی نظير اسماعيلی ابن سينا بلخی
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢

                                       

می‌حاصل عمر جاودانی است بده

سرمایهٔ لذت جوانی است، بده

سوزنده چو آتش است لیکن غم را

سازنده چو آب زندگانی است، بده

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزارخورشید بتافت

آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت

مایـــیم به عفو تـو تــولاکرده

وز طاعت معصیت تبرا کرده

آنجا که عنایت تو باشد، باشد

ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

هر هیأت و هر نقش که شد محو کنون

در مخزن روزگار گردد محزون

چون باز همین وضع شود وضع فلک

از پرده غیبش آورد حق بیرون

در پرده سنحق نیست که معلوم نشد

کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد

در معرفتت چو نیک فکری کردم

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

 


comment نظرات ()