یاد بود
حالت پیچیدهءخورشیدوخون آمدبه یاد
غرش خمپاره وتیر کمون آمد به یاد
غرقه درخونابه های تاگلون آمد به یاد
اشکهای مادر و فر یاد طفلانیتیم
پیکر صد پارهء پیرمنون آمد به یاد
تیره گی های زمان وروزگاران فراق
چرخش خونین ساطورتلون آمد به یاد
خاطر بنشسته گان گوشهء زندانها
ملت بیچارهء خواروزبون آمد به یاد
غرش امواج وطوفان کشتی درمنجلاب
فصل وبادمهرگانی وجنون آمد به یاد
پر پر گلغنچه های نورس باغ امید
بستن دروازهء علم وفنون آمد به یاد
شعله های سرکش وقافلهء دود سیاه
نقش آن روزسیاه واژگون آمدبه یاد.
دهشت دیوودبنگ ورنگزرد"آذری"
مغفرت شاه آذری