ز یبــــــــــــــــاک

در گستره هنر و فرهنگ

به مناسبت سال حضرت مولانا
نویسنده : گروه نویسندگان - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۱

سخنی در خصوص مولانای بزرگ

 

تهیه کننده : زلمی آرزو

 

جلال الدین محمد بن بهاوالدین محمد از شاعران معروف زبان دریست در کودکی با پدرش بها،الدین محمد معروف به بهــــــــا ولد ( 1230م )  مقارن حمله مغول به اسیای صغیر رفت و با خاندانش در قونیه مستقر شد وهمانجا زیست تا در سال 672 ه – 1272 م وفات نمود و مدفنش در ان دیار برقرار ومزار پیروان است. او را "مولانا " و" ملای روم" نیز میگویند، در نزد پدرش بها ولد صاحب کتاب المعارف و سید برهان الدین محقق ترمزی از شاگردان بهاولد صورت گرفت . چندی نیز در شام کسب دانش می کرد و در بازگشت  به قونیه به تعلیم علوم دینی اشتغال یافت تا با عارفی به نام شمس الدین محمد بن علی تبریزی در قونیه ملاقات کرد و از نفس گرم او چنان به تب وتاب افتاد که دیگر تا دم واپسین سردی نپزیرفت . از این دورۀ پر شور که سی سال از پایان حیات مولانا را شامل بود اثار بی نظیر این استاد بزرگ باقی مانده است. مهمترین اثر او مثنوی معنوی در شش دفتر که در حدود 26000 بیت دارد. بحق یکی از بهترین نتایج اندیشه و ذوق فرزندان ادم و چراغ فروزان راه عرفان است. مولانا مسایل مهم عرفانی ، دینی، و اخلاقی را مطرح می کند هنگام توضیح به ایراد آیات و احادیث ویا تعویض به انها مبادرت می جوید. غیر از مثنوی دیوان غزل های او بنام شمس تبریزی و مجموعۀ رباعیاتش معروفست. غزل های او به منزله دریای جوشانی از عواطف و اندیشه های شاعریست که با نشیب و فراز ها همراه می باشد. در همه غزل هایش با معشوق نادیدنی و نا یافتنی کار دارد که او را یافته و دیده و با او از شوق و وصال و فراق سخن گفته است. غیر از اثار منظوم و اثار منثور"فیه و مافیه" در مکاتب و مجالس سبعه از اوست در ذیل چند نمونه از مثنوی را مورد مطالعه قرار میدهیم.

 

مثنوی منسوب به مثنی(دو دو یا دوگان) نام شعری است که ابیات آن متحدالوزن و در مصارع هر بیت آن بر یک قافیه است. مثنوی را مزدوج هم گویند.

  در ساختن مثنوی چون هر بیتی بر قافیه خاص و علی حده است و با ابیات فعل و بعد خود فرق دارد، درست شاعر در آوردن قوافی مختلف باز میباشد. لذا تعداد آن گاه به چندین هزار بیت میرسد و بدین جهت برای سرودن مطالب مفصل و نظم داستانهای تاریخی ، رزمی ، بزمی، اخلاقی  و عرفانی و اکثر غرضهای شعری به کارمیرود، مانند شاهنامه فردوسی، گر شاسبنامه اسدی طوسی، منطق الطر فرید الدین عطار، حدیقه الحقیقه سنایی، مثنوی معنوی جلال الدین مولوی، بوستان مصلح الدین سعدی، نظامی گنچوی و . . . .  نوع مثنوی  ابداع ایرانیان بوده و قدیمترین نمونه آن ابیات پراگنده که از شاهنامه مسعودی مروزی (اواخر قرن سوم) باقیمانده است. مثنوی در بحر های مختلف سروده میشود، اما مناسب ترین سجوری که بزرگان شعر فارسی دراین نوع انتخاب کرده اند بحر متفاوت(فعولن فعولن فعولن فعول) نظر شاهنامه فردوسی،  گر شاسبنامه اسدی طوسی، بوستان  سعدی ، بحر رول (مضاعین مضاعین مضاعین) نظیر خسرو شیرین نظامی گنجوی، ویس و رامین فخرالدین اسد گرگانی و یوسف و زلیخای جامی.

 

نمونه از فردوسی:

 

بنام  خداوند  جان  و  خرد

کزین برتراندیشه بر نگردد

خداوندنام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

 

******

نمونه از مولانای بزرگ

 

بشنو از نی چون حکایت میکند

وز جدایی ها شکایت میکند

کز نیستان تا مرا ببریده ان

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هرکسی دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به خر جمعی نالان شدم

جفت بر حالان چو تن حالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان زتن مستور نیست

لیک کس را  دید جان دستور نیست

آتش است این بانک نای نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد

جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی حریف هر که از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

نی حریف راه پر خون میکند

قصه های عشق مجنون میکند

دو دهان داریم گویا همچو نی

یک دهان پنهان است در لبهای وی

یک دهان نالان شده سوی شما

های و هوی در فگنده درشما

لیک داند هر که او را میظر است

کاین فعال این سری هم زان سر است

محرم این هوش جز بیهوش نیستپ

مر زبان رامشتری جز گوش نیست

گر نبودی ناله و نی را مشمر

نی جهان را پر نکردی از شکر

در غم ما روز ها بیگاه شد

روز ها با سوز ها همراه شد

 

هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد

هرکه بی روزیست روزش ریر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید و السلام

بند بکس باش آزاد ای پسر

چند باشی بند سیم و بند زر


comment نظرات ()